X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 178201

بایگانی

دسته بندی

دوشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1393
طبیعت گردی (EcoTourism)

طبیعت گردی (EcoTourism) 

 

 

  

دور بودن از هیاهوی سرسام آور شهر و ماندن در دل طبیعت هم برای خودش داستانی است. خوابیدن زیر آسمان بی سقف و پختن غذا با هیزمی که خودت به سختی جور کردی، شنیدن صداهایی که هرگز در خانه خودمان نخواهیم شنید. بوی طبیعت و همه ی چیزهای خوب و دلچسپی که بخاطرش راه درازی را پیموده ایم تا آرام گیریم. 

همه این لحظات خوش را باید پاس داشت. 

- پاس بداریم و کمترین زباله را تولید کنیم

- زباله هایمان را اگر تجزیه پذیرند چال کنید(البته اگر امکانش باشد) وگر نه با خود برگردانید.

- برای استفاده شخصی ظرف بیاورید تا از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنید(هرچند ظروف یکبار مصرف گیاهی تجزیه پذیرند اما چه بهتر که کمتر زباله تولید کنیم)

- حتمن حتمن حتمن از خاموش شدن کامل آتش اطمینان داشته باشید.


جوری طبیعت گردی کنید که انگار نه انگار کسی آنجا بوده. 




چهارشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1393
تولد

به دنیا که می آیند درست مثل بچه گربه ها ملوس و دوست داشتنی اند. وسایلشان بوی خوبی می دهد و دوست داری آنقدر بغلشان کنی که بوی آنها را بگیری. اصلا توی اتاقشان که می روی بوی پاکی می بارد از همه چیز. خواهر های کوچکتر را می گویم. اگر یکی از آنها را داشته باشی حرفم را می فهمی. اول برایش مادری می کنی، دوست داری لباسهایش را خودت عوض کنی برایش شیر درست کنی و انگار جای عروسک های قبلی ات را یک عروسک واقعی گرفته باشد. کم کم که حرف زدن یاد گرفت شیرین تر هم می شود ولی خوب گاهی هم میزند دفتر مشقت را پاره می کند و کتابهایت را خط خطی اما زود یادت می رود وقتی با آن چشمهای سیاه براقش معصومانه نگاهت کرد. او هم تو را خیلی دوست دارد چون مثل مامان سخت گیر نیستی و یواشکی خرابکاری هایش را راست و ریست می کنی. تو بزرگتر می شوی و او هم . آنقدر زمان زود می گذرد که می بینی کم کم دارد هم قد و قواره ی تو می شود و چانه می زند که لباسهایت را بپوشد و کفشهایت را با کفی. چشم بهم نزدی رفیقت می شود و ساعت ها دور میز آشپزخانه با هم می نشینید چای می نوشید و گپ می زنید، تازه زبان مخصوص خودتان را هم دارید . یکی از مزایای خواهر کوچکتر داشتن این است که همیشه بروزی، از جدیدترین اتفاقات دور و بر و مد روز گرفته تا تکه کلام های هم سن و سالهایش برایت می گوید. همچنان که بزرگتر شد از او برای انتخاب رخت و لباست کمک می گیری و احتمالا خیلی وقتها تو را نقد می کند. جسارتش از تو بیشتر است و در خیلی از کارها پیشقدم می شود و تو از او اعتماد به نفس می گیری.

زود بزرگ می شود و تو دلت برای کودکی هایش تنگ .

انگار همین دیروز بود ،15 بهمن، پدر صبح زود بیدارمان کرد و گفت " مریم بدنیا آمد" . 



یادداشتهای قبلی
رها
we need trees
رادیو
مجله غواصان پارسی
وبسایت رسمی علیرضا قربانی
فیل (وبلاگ های هرمزگانی)
فیروزه جزایری دوما
مسعود منصوری
Free Hugs
کاپوچینو با طعم پاییز
کافه کافکا
موسسه ایده نو دوستدار هرمزگان
چار دیواری
اینفوگرافیک
احمد کارگران
چای دارچین
ماهی بالی
دیده بان محیط زیست ایران
افتو
وبلاگ محمد جعفر مصفا
کافه سوژه
سایت رسمی اهدای عضو در ایران
محک
برنامه جهانی غذا ( WFP)
یونسکو
کلاس زبان آنلاین
مرجع حیات وحش ایران
پایگاه خبری محیط زیست ایران
حفظ محیط زیست
سپهر فریدی
موسسه خیریه مهر گیتی
بانک اطلاعات اهداکنندگان سلولهای بنیادی ایران
لاتیدان